همان شبی که تو رفتی ز خانه، گل پژمرد
درون لانه قناری، غزل نخواند. افسرد
و قاب عکس تو کج شد ز ضجه های زمين
و خاطرات قشنگت، چنان مرا آزرد
که دفتری که برايت سروده بودم، سوخت
و طبع صاف و لطيفم شکست و هم تا خورد
م. کرمی "خرّم"
ايلام
آذر 1398
برچسب:
نویسنده: ایلیا نصیری