من هم یوسفی دارم به مراتب زیبا که دور از من، پادشاهی می کند و بیخبر از حال یعقوب خویش است. بی اعتنا به آنچه که می کشم و بی تفاوت، به آنگونه که میگذرانم. طبیعت یوسف بر این است و نباید دلخور شوم. بوی پیراهنش را امشب می شنوم و انگار کنارم هست، انگار نزدیکم شده است و انگار با من است.
تمرکزی بر نوشتن ندارم. دوست دارم به او بیندیشم و کس دیگری، بنویسد. کار من نوشتن نیست. کار من خیالپردازیست و چه دروغ بزرگی گفته بودم که :
من با خیال رابطه ام بس گسستنیست!
بگذار تا در خیالم، آرام شوم!
م. کرمی " خرّم"
ایلام
یازدهم اسفند نود و هفت
برچسب:
نویسنده: ایلیا نصیری