از چشمهای سرد تو دم میزنم هنوز
رفتی و "لرزه ای" به وجودم نشست و حال
با چشم تار، نغمه "بم" میزنم هنوز
من در پی وجود لطیفت که گم شدست
هر شب قدم به حالت خم میزنم هنوز
دیگر به خال هند لبت احتیاج نیست
تا در خیال با تو قدم میزنم هنوز!
م. کرمی "خرّم"
25 آبان 93
شاهرود - تهران
برچسب:
نویسنده: ایلیا نصیری