چونان گذشته
چونان همیشه
با گیسوان جاری و چشمان ناز و باز
با خنده های زیر لب و عشوه های ناب
با قامتی چو سرو، آزاد و با وقار
زیباتر از تمام غزلهای شاعران
چونان غزال کوچک و زیبای مرغزار
از روبروی شاعر دلخسته رد شوی
آرام و بی حواس
تا مطلعی برای غزل گفتنم شوی
"دستت میان دست رقیب آشیان گرفت ...
م. کرمی "خرّم"
گچساران
17 آبان 1395