انقلاب فصلها - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 22:20
اصرار می کنم که همه چیز را می دانم. حتی وقتی که چراغها خاموش می شوند و سیاهی دور چشمانم را می گیرد باز ادعای می کنم که می توانم جلوی پایم را ببینم. حتی گامهای بسیار کوتاه و پنگوئن واری که با چشمهای باز و کور هم بر می دارم نمی تواند گواهی باشد بر ندیدنم.شب فرا رسیده و من پشت میز چوبی قدیمیم دارم می ن...
باغ چشمانت آباد - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 22:20
گاهی میتوانی بد تعبیر کنیهمه حرفهایی را که از من به تو میرسانندمیتوانی خشم بگیری، سرخ شوی و حتی ناسزا بگوییکافیست تغییر کنیو از من بشنوی همه حرفهایی را که از من به تو رساندهاندآن وقت باز هم سرخ می شوی این بار نه از خشمکه از "دوستت دارم" هایی که تو بد تعبیرشان کرده بودیباغ چشمانت آباد م. کرمی 95.03.1...
تهران بی تو - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 22:20
وقتی که نباشی همه جا ''سرد'' و ''مه آلود'' ای ضامن بازار ''یخ'' و ''عینک ریبن'' م. کرمی فی البداهه - تهران 30 تیر 95

برچسب‌های مرتبط

سهم من از زندگی | سهم من | سهم من از بورس | سهم منازل | سهم من سهام ابليس | سهم من آسمانیست که آویختن | سهم من از تو | سهم من بورس | سهم من از | سهم من از زن بودن